آموزش نوشتن داستان کوتاه

بازنویسی و ویرایش

بازنویسی داستان چیست؟

بازنویسی داستان چیست؟

بازنویسی داستان یعنی برگشتن به پیش‌نویس اول و بازسازی آن در سطح‌هایی بزرگ‌تر از تک‌جمله‌ها: ایده مرکزی، پیرنگ و ساختار، انگیزه شخصیت‌ها، زاویه دید، صحنه‌ها و شروع و پایان. در بازنویسی ممکن است صحنه‌ای را کامل حذف کنید، راوی را عوض کنید یا داستان را از نقطه دیگری آغاز کنید.

ویرایش مرحله بعدی است و به جمله‌ها، واژه‌ها و درستی زبان می‌پردازد. پیش‌نویس اول بیشتر برای کشف داستان است و بازنویسی برای ساختن آن.

روش عملی، به ترتیب: فاصله گرفتن از متن، خواندن یک‌نفس، یافتن هسته داستان در یک جمله، بازبینی ساختار و صحنه‌ها، سپس شخصیت و راوی، سنجیدن شروع و پایان و فقط در آخر ویرایش جمله‌ها.

بازنویسی داستان یعنی چه

معادل انگلیسی بازنویسی در کارگاه‌های داستان‌نویسی واژه revision است، از ریشه‌ای لاتینی به معنای «دوباره دیدن». در بازنویسی، نویسنده داستان را از نو می‌بیند، این بار از جای خواننده و نه سازنده.

هنگام نوشتن پیش‌نویس اول، نویسنده هنوز در حال فهمیدن است که داستانش درباره چیست و ماجرا به کجا می‌رسد. بسیاری از تازه‌کارها بعد از آن فقط غلط‌های املایی و چند جمله ناهموار را اصلاح می‌کنند و متن را تمام‌شده می‌دانند. این کار ویرایش است، نه بازنویسی.

بازنویسی با پرسش‌هایی درباره کل داستان شروع می‌شود: داستان درباره چیست، چه کسی چه می‌خواهد و چه مانعی سر راه اوست، در پایان چه تغییری رخ داده و کدام صحنه‌ها واقعاً به داستان کمک می‌کنند.

پاسخ‌ها گاهی به تغییرهای بزرگ می‌رسد: حذف یک شخصیت، ادغام دو صحنه، جابه‌جا کردن نقطه شروع یا نوشتن پایانی تازه. در داستان کوتاه، که هر جمله سهم بیشتری از کل دارد، این تصمیم‌ها مستقیم بر کیفیت کار اثر می‌گذارند.

تفاوت بازنویسی، ویرایش و نمونه‌خوانی

این سه کار اغلب به جای هم به کار می‌روند، اما هدف و مقیاس متفاوتی دارند. اگر ترتیبشان رعایت نشود، وقت نویسنده هدر می‌رود؛ برای مثال، صیقل دادن جمله‌های صحنه‌ای که قرار است در بازنویسی حذف شود، کاری بی‌حاصل است.

جنبهبازنویسیویرایشنمونه‌خوانی
موضوع کارساختار، پیرنگ، شخصیت، راوی و صحنه‌هاجمله، واژه، لحن، ریتم و دیالوگغلط تایپی و املایی، نشانه‌گذاری، نیم‌فاصله
هدف اصلیکار کردن داستان به‌عنوان یک کلروشنی، دقت و ریتم زبانپاکیزگی متن از خطا
مقیاس تغییرحذف یا افزودن صحنه، تغییر راوی، پایان تازهکوتاه کردن و بازسازی جمله، جایگزینی واژهاصلاح حرف، فاصله و نشانه
زمان انجامبعد از پیش‌نویس اول، اغلب در چند دوربعد از تثبیت ساختارآخرین مرحله پیش از ارسال یا انتشار
کمک‌کننده‌های رایجخواننده‌های آزمایشی، کارگاه، استادویراستار یا خواننده دقیقنمونه‌خوان یا خود نویسنده با فاصله زمانی

در عمل، مرز این سه کاملاً سفت نیست و گاهی ویرایش یک جمله نشان می‌دهد که صحنه مشکل ساختاری دارد. اما قاعده کلی ثابت است: از بزرگ به کوچک حرکت کنید.

بازنویسی در معنای درسی: بازنویسی متون کهن

در کتاب‌های درسی نگارش و در ادبیات کودک و نوجوان، بازنویسی معنای دیگری هم دارد: برگرداندن متنی کهن یا دشوار، مثل حکایتی از گلستان یا داستانی از شاهنامه، به نثر ساده و امروزی، بدون تغییر در محتوا و ماجرا.

در کنار آن اصطلاح بازآفرینی قرار دارد. در بازآفرینی، نویسنده از متن کهن الهام می‌گیرد و اثری تازه می‌سازد و ممکن است زاویه دید، شخصیت‌ها، زمان و مکان یا حتی پایان را تغییر دهد.

این نوشته درباره بازنگری نویسنده در داستان خودش است، اما بیشتر فنونش در بازآفرینی حکایت کهن هم به کار می‌آید.

سطح‌های بازنویسی داستان کوتاه

بازنویسی را بهتر است در چند سطح و به ترتیب انجام داد. جدول زیر این سطح‌ها را از بزرگ به کوچک نشان می‌دهد:

سطحآنچه بررسی می‌شودمشکل‌های رایج در پیش‌نویس اول
داستان به‌عنوان یک کلهسته داستان، خواسته شخصیت اصلی، تغییر در پایاندنبال کردن دو موضوع هم‌زمان؛ اتفاقی رخ می‌دهد ولی چیزی تغییر نمی‌کند
ساختار و پیرنگترتیب رویدادها، نقطه شروع، جای اوجشروع پیش از آغاز ماجرا، اوج شتاب‌زده، رابطه علّی ضعیف میان رویدادها
شخصیتانگیزه، یکدستی رفتار، تمایز صداهاشخصیت کاری می‌کند چون پیرنگ لازم دارد، نه چون خودش می‌خواهد
زاویه دید و راویاینکه چه کسی روایت می‌کند و به چه اطلاعاتی دسترسی داردلغزش ناخواسته از ذهن یک شخصیت به ذهن شخصیت دیگر
صحنهکارکرد هر صحنه، تعادل نمایش و گزارشصحنه‌های تکراری، گفت‌وگوهای بی‌کارکرد، توضیح‌های طولانی
جمله و زباندقت واژه، ریتم، زیادی‌هاقیدهای اضافه، تکرار، کلیشه، جمله‌های بلند و گره‌خورده

مراحل بازنویسی داستان، قدم به قدم

ترتیب زیر برای داستان کوتاه کارآمد است. لازم نیست همه مراحل را در یک نشست انجام دهید؛ بسیاری از نویسندگان هر دور بازنویسی را به یک یا دو سطح اختصاص می‌دهند.

۱. از متن فاصله بگیرید

بلافاصله بعد از تمام کردن پیش‌نویس، ذهن نویسنده هنوز آنچه را قصد داشته بنویسد روی متن می‌بیند و جاهای خالی را خودش پر می‌کند. فاصله زمانی این اثر را کم می‌کند.

استیون کینگ در کتاب «درباره نوشتن» پیشنهاد می‌کند پیش‌نویس اول یک کتاب را دست‌کم شش هفته کنار بگذارید. برای داستان کوتاه قاعده ثابتی وجود ندارد و چند روز تا چند هفته معمولاً کافی است.

۲. متن را یک‌نفس و مثل خواننده بخوانید

پیش‌نویس را چاپ کنید یا با قلم و اندازه‌ای متفاوت نمایش دهید تا به چشمتان تازه بیاید. آن را یک بار از اول تا آخر بخوانید و در این دور هیچ جمله‌ای را اصلاح نکنید.

فقط در حاشیه علامت بگذارید: جایی که حوصله‌تان سر رفت، جایی که گیج شدید، جایی که ماجرا را باور نکردید و جایی که داستان جان گرفت. این یادداشت‌ها نقشه بازنویسی شما هستند.

۳. هسته داستان را در یک جمله بنویسید

داستان را در یک جمله خلاصه کنید: چه کسی، چه می‌خواهد، چه چیزی مانع اوست و در پایان چه تغییری رخ می‌دهد. اگر نتوانستید، احتمالاً داستان هنوز هسته روشنی ندارد یا دو داستان در یک متن جمع شده‌اند.

اگر توانستید، این جمله معیار تصمیم‌های بعدی است و هر بخشی که به آن ربطی ندارد، نامزد حذف است.

نمونه (نوشته‌شده برای این مقاله): «زنی که ده سال با برادرش حرف نزده، برای فروش خانه پدری ناچار است او را ببیند و در پایان می‌فهمد دعوای اصلی‌شان هیچ‌وقت بر سر خانه نبوده است.» با این جمله، صحنه طولانی رفت‌وآمد زن به دفترخانه جای چندانی در داستان ندارد.

۴. طرح معکوس صحنه‌ها را بنویسید

فهرستی از صحنه‌ها را به همان ترتیب متن تهیه کنید و جلوی هر کدام در یک سطر بنویسید چه کاری برای داستان انجام می‌دهد: گرهی ایجاد می‌کند، اطلاعات لازمی می‌دهد، رابطه‌ای را تغییر می‌دهد یا تنش را بالا می‌برد. در کارگاه‌ها به این کار «طرح معکوس» یا reverse outline می‌گویند.

صحنه‌ای که کارکردی ندارد، یا کارکردش تکرار صحنه دیگری است، باید حذف یا با صحنه دیگر ادغام شود. اگر دلتان برای حذف نمی‌رود، بخش‌های حذف‌شده را به فایلی جدا به نام «برش‌ها» منتقل کنید؛ وقتی چیزی برای همیشه از دست نرود، راحت‌تر حذف می‌کنید.

اصل معروف به «تفنگ چخوف» هم در این مرحله کمک می‌کند. این اصل که از نامه‌ها و گفته‌های نقل‌شده از چخوف گرفته شده، می‌گوید اگر عنصری مثل یک تفنگ در داستان مطرح شود، باید بعداً نقشی پیدا کند. عکسش هم درست است: اگر پایان به چیزی تکیه دارد، آن چیز باید پیش‌تر در متن آمده باشد.

۵. شخصیت‌ها و انگیزه‌هایشان را بازبینی کنید

برای هر شخصیت مهم مشخص کنید چه می‌خواهد و چرا. در پیش‌نویس اول، شخصیت‌ها اغلب کاری را می‌کنند که پیرنگ لازم دارد، بی‌آنکه دلیلی از درون خودشان داشته باشند. نشانه‌های رایج این مشکل:

  • تصمیم‌های ناگهانی و بی‌زمینه
  • شخصیت‌هایی که همه به یک شکل حرف می‌زنند
  • شخصیت‌های فرعی‌ای که فقط برای دادن اطلاعات وارد صحنه می‌شوند

در داستان کوتاه گاهی بهترین راه، ادغام دو شخصیت فرعی در یک نفر است.

۶. زاویه دید و راوی را محک بزنید

بررسی کنید داستان از چشم چه کسی روایت می‌شود و راوی به چه اطلاعاتی دسترسی دارد. خطای رایج، لغزش ناخواسته زاویه دید است: داستان با سوم‌شخص محدود به ذهن یک شخصیت پیش می‌رود و ناگهان فکر شخصیت دیگری را گزارش می‌کند.

اگر داستان جان نمی‌گیرد، صحنه‌ای کلیدی را با راوی دیگری بازنویسی کنید، مثلاً اول‌شخص به جای سوم‌شخص. گاهی همین تغییر، لحن و فاصله درست را پیدا می‌کند.

۷. شروع و پایان را دوباره بسنجید

بسیاری از پیش‌نویس‌ها زودتر از جایی که باید شروع می‌شوند و چند بند اولشان صرف گرم شدن نویسنده شده است: توصیف هوا، بیدار شدن شخصیت یا شرح گذشته او. در بازنویسی، پیدا کنید داستان واقعاً از کجا شروع می‌شود، یعنی از لحظه‌ای که چیزی در وضعیت عادی شخصیت به هم می‌خورد.

نمونه پیش از بازنویسی (نوشته‌شده برای این مقاله): «آن روز صبح مریم مثل همیشه ساعت هفت بیدار شد. هوا ابری بود. صبحانه‌اش را خورد و یادش آمد که امروز روز مهمی است، چون قرار بود بعد از ده سال برادرش را ببیند.»

نمونه پس از بازنویسی: «مریم سه بار پیراهنش را عوض کرد و هنوز نمی‌دانست برادری که ده سال ندیده بود، او را با کدام پیراهن به یاد می‌آورد.»

نسخه دوم همان اطلاعات را می‌دهد، اما از دل یک کنش و با تنشی که از جمله اول ساخته می‌شود.

پایان‌ها هم در پیش‌نویس اول اغلب یک بند اضافه دارند: بندی که معنای داستان را برای خواننده توضیح می‌دهد. آزمون ساده‌اش این است که بند آخر را بپوشانید و داستان را بخوانید. اگر بدون آن هم معنا منتقل می‌شود، احتمالاً آن بند زائد است.

نمونه پایان توضیحی (نوشته‌شده برای این مقاله): «مریم در را بست و آن‌وقت فهمید که تمام این سال‌ها تنهایی را با استقلال اشتباه گرفته بود.» در بازنویسی می‌توان توضیح را حذف کرد و پایان را به یک تصویر سپرد: «مریم در را بست و کلید خانه پدری را، که قرار بود پس بدهد، دوباره در جیبش گذاشت.»

۸. نمایش و گزارش را متعادل کنید

توصیه مشهور «نشان بده، نگو» در بازنویسی بیشتر به کار می‌آید تا در پیش‌نویس اول. لحظه‌های مهم احساسی و نقطه‌های عطف معمولاً باید در صحنه و با جزئیات، کنش و گفت‌وگو نمایش داده شوند.

اما گذر زمان، اطلاعات فرعی و رفت‌وآمدهای بی‌اهمیت را بهتر است در یکی دو جمله گزارش کرد. مشکل پیش‌نویس‌ها معمولاً وارونگی این تعادل است: لحظه اصلی در یک جمله گزارش شده و جزئیات بی‌اهمیت در یک صفحه نمایش داده شده‌اند.

۹. در آخر، جمله‌ها را ویرایش کنید

وقتی ساختار ثابت شد، نوبت جمله‌هاست. این کارها در این مرحله بیشترین اثر را دارند:

  • حذف قیدها و صفت‌هایی که فعل یا اسم به‌تنهایی معنایشان را می‌رساند
  • حذف تکرار یک اطلاع در دو جمله پشت سر هم
  • جایگزینی تعبیرهای کلیشه‌ای با جزئیات مشخص
  • جایگزینی فعل‌های مرکب طولانی با فعل ساده، مثلاً «بررسی کرد» به جای «مورد بررسی قرار داد»
  • برگرداندن جمله‌های مجهولِ همراه با «توسط» به جمله معلوم؛ ابوالحسن نجفی در «غلط ننویسیم» این ساخت را از گرته‌برداری‌های ترجمه‌ای می‌شمارد
  • بلند خواندن متن برای پیدا کردن جمله‌هایی که زبان روی آن‌ها گیر می‌کند
  • اصلاح نشانه‌گذاری، نیم‌فاصله و رسم‌الخط بر اساس «دستور خط فارسی» فرهنگستان زبان و ادب فارسی

نمونه (نوشته‌شده برای این مقاله): «او با عصبانیت شدیدی در را محکم به هم کوبید و با صدای بسیار بلندی فریاد زد که دیگر هرگز برنمی‌گردد.» در بازنویسی: «در را به هم کوبید و داد زد که دیگر برنمی‌گردد.» فعل «کوبیدن» خودش عصبانیت و شدت را می‌رساند و قیدها چیزی به آن اضافه نمی‌کنند.

بلندخوانی در فارسی فایده دیگری هم دارد: چون کسره اضافه معمولاً نوشته نمی‌شود، ترکیب‌هایی را نشان می‌دهد که دو جور خوانده می‌شوند. هر جا خودتان مکث کردید یا برگشتید، جمله را طوری بچینید که یک خوانش بیشتر نداشته باشد.

ایساک بابل، نویسنده روس، در داستان «گی دو موپاسان» (۱۹۳۲) می‌نویسد هیچ آهنی با چنان قدرتی در قلب فرو نمی‌رود که نقطه‌ای که درست سر جایش گذاشته شده باشد. گاهی بهترین ویرایش، شکستن یک جمله بلند به دو جمله است.

۱۰. بازخورد بگیرید و آن را سنجیده به کار ببرید

بعد از یکی دو دور بازنویسی، متن را به چند خواننده قابل اعتماد بدهید؛ کسانی که داستان می‌خوانند و نظرشان را صادقانه می‌گویند. در ایران، جلسات پنجشنبه‌های هوشنگ گلشیری از دهه ۱۳۶۰ نمونه شناخته‌شده‌ای از خواندن و نقد جمعی داستان است.

هنگام دریافت بازخورد به این نکته‌ها توجه کنید:

  • پرسش مشخص بپرسید: کجا حوصله‌تان سر رفت، کجا گیج شدید، کجا باور نکردید. پرسش کلی مثل «خوب بود؟» معمولاً جواب تعارفی می‌گیرد.
  • به توصیف مشکل بیشتر از راه‌حل پیشنهادی اعتماد کنید. خواننده معمولاً درست می‌گوید که کجا گیر کرده، اما راه‌حلش لزوماً مناسب داستان شما نیست.
  • اگر چند خواننده جدا از هم به یک نقطه اشاره کردند، آن نقطه به احتمال زیاد به کار بیشتری نیاز دارد.
  • در جلسه از داستان دفاع نکنید؛ یادداشت بردارید و بعداً تصمیم بگیرید.

جدول تشخیص مشکل‌های رایج در بازنویسی

جدول زیر نشانه‌هایی را که هنگام خواندن پیش‌نویس می‌بینید، به علت محتمل و راه بازنویسی آن‌ها ربط می‌دهد:

نشانه در پیش‌نویسعلت محتملراه بازنویسی
خواننده در صفحه اول حوصله‌اش سر می‌رودشروع پیش از آغاز ماجراحذف بندهای مقدماتی و شروع از لحظه به هم خوردن وضعیت
پایان بی‌اثر یا شعاری استبند آخر معنا را توضیح می‌دهدحذف توضیح و ختم داستان با کنش یا تصویر
اوج داستان باورپذیر نیستزمینه‌چینی کافی نشده استکاشتن نشانه‌ها در صحنه‌های قبلی
داستان کش‌دار استصحنه‌های هم‌کارکرد یا توصیف زیادادغام یا حذف صحنه‌ها با کمک طرح معکوس
شخصیت‌ها از هم تشخیص داده نمی‌شوندصدا و خواسته یکساندادن خواسته، واژگان و عادت کلامی متفاوت به هر شخصیت
خواننده نمی‌داند با چه کسی همراه استلغزش زاویه دیدثابت کردن راوی و حذف فکرهایی که راوی به آن‌ها دسترسی ندارد
گفت‌وگوها اطلاعات می‌دهند اما زنده نیستنددیالوگ جای توضیح نویسنده را گرفته استکوتاه کردن، افزودن زیرمتن و تعارض میان گویندگان
احساس شخصیت باور نمی‌شودنام بردن از احساس به جای نمایش آننشان دادن احساس با واکنش بدنی، کنش یا جزئیات

نویسندگان شناخته‌شده و بازنویسی

بازنویسی مکرر مخصوص نویسندگان تازه‌کار نیست. چند نمونه مستند:

نویسندهآنچه ثبت شده استمنبع
آنتون چخوفجمله‌ای که به فارسی با عنوان «ایجاز خواهر استعداد است» شناخته می‌شودنامه به برادرش الکساندر، ۱۸۸۹
ارنست همینگویگفت صفحه آخر «وداع با اسلحه» را ۳۹ بار بازنویسی کرده و در پاسخ به اینکه مشکل چه بود، گفت مسئله درست درآوردن کلمات بودگفت‌وگو با پاریس ریویو، ۱۹۵۸
ریموند کارورگفت از یک داستان گاهی بیست یا سی پیش‌نویس نوشته و هیچ‌وقت کمتر از ده یا دوازده پیش‌نویس ننوشته است؛ پیش‌نویس چهل‌صفحه‌ای او معمولاً در پایان کار به نصف می‌رسدگفت‌وگو با پاریس ریویو، ۱۹۸۳
استیون کینگفرمول «نسخه دوم برابر نسخه اول منهای ۱۰ درصد» را از یادداشتی روی برگه رد در نوجوانی‌اش نقل می‌کندکتاب «درباره نوشتن»، ۲۰۰۰

نمونه کارور از جهت دیگری هم آموزنده است. داستان «حمام» (The Bath) در مجموعه «وقتی از عشق حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم» (۱۹۸۱) با ویرایش سنگین گوردون لیش، ویراستار کارور، منتشر شد.

کارور بعدها نسخه کامل‌تر و بسیار بلندتر همان داستان را با نام «یک چیز کوچک خوب» (A Small, Good Thing) در مجموعه «کلیسای جامع» (۱۹۸۳) منتشر کرد که پایان متفاوتی دارد. متن‌های پیش از ویرایش لیش در سال ۲۰۰۹ با عنوان Beginners منتشر شد.

سهم لیش در سبک کارور هنوز محل بحث منتقدان است، اما مقایسه دو نسخه نشان می‌دهد بازنویسی می‌تواند از یک ماجرا داستانی با لحن و معنای دیگر بسازد.

برای بعضی‌ها بازنویسی با حروف‌چینی هم تمام نمی‌شد. انوره دو بالزاک نمونه‌های چاپی رمان‌هایش را چند دور پس می‌گرفت و حاشیه‌ها را آن‌قدر با اصلاح و افزوده پر می‌کرد که حروف‌چین‌ها از کار با او به ستوه می‌آمدند.

صفحه‌ای از دست‌نوشته بالزاک با خط‌خوردگی‌ها و یادداشت‌های حاشیه
دست‌نوشته بالزاک برای پیش‌گفتار رمان Le Cabinet des Antiques، پر از خط‌خوردگی و یادداشت حاشیه. عکس: انوره دو بالزاک، ویکی‌مدیا کامنز، مجوز CC0

کی بازنویسی را تمام کنیم

بازنویسی می‌تواند بی‌پایان شود؛ بعضی نویسندگان آن‌قدر متن را دست‌کاری می‌کنند که طراوتش از بین می‌رود. چند نشانه می‌گوید به پایان کار نزدیک شده‌اید:

  • تغییرهای شما دیگر ساختاری نیستند و فقط واژه‌ها را جابه‌جا می‌کنید
  • تغییری را برمی‌گردانید که در دور قبل داده بودید
  • خواننده‌های آزمایشی دیگر به نقطه مشترکی اشاره نمی‌کنند

در این مرحله داستان را برای ارسال یا انتشار آماده کنید و انرژی‌تان را به داستان بعدی بدهید.

تمرین‌های بازنویسی

این تمرین‌ها را روی یکی از داستان‌های تمام‌شده خودتان انجام دهید:

  1. تمرین ده درصد: تعداد واژه‌های داستان را بشمارید و بدون حذف هیچ صحنه‌ای، ۱۰ درصد آن را کم کنید. این تمرین چشم شما را به زیادی‌های جمله حساس می‌کند.
  2. طرح معکوس: فهرست صحنه‌ها را بنویسید و کارکرد هر کدام را در یک سطر مشخص کنید. سپس یک صحنه را کنار بگذارید و بنویسید داستان بدون آن چه چیزی از دست می‌دهد.
  3. شروع از وسط: دو بند اول داستان را بپوشانید و داستان را از بند سوم بخوانید. اگر چیزی کم نشد، شروع تازه را نگه دارید.
  4. تغییر راوی: صحنه اصلی داستان را یک بار از چشم شخصیت دیگری بنویسید. این کار نشان می‌دهد چه چیزهایی از آن صحنه هنوز برای خودتان روشن نیست.
  5. بلندخوانی: کل داستان را بلند بخوانید و هر جا مکث ناخواسته کردید یا زبانتان گیر کرد، علامت بگذارید. بیشتر این نقطه‌ها به ویرایش جمله نیاز دارند.

سوالات متداول

داستان کوتاه را چند بار باید بازنویسی کرد؟

عدد ثابتی وجود ندارد؛ بعضی داستان‌ها با دو دور به شکل نهایی می‌رسند و بعضی با ده دور. ملاک این است که داستان در سطح ساختار، شخصیت و جمله مشکل روشنی نداشته باشد و تغییرهای تازه آن را بهتر نکنند.

فرق بازنویسی و ویرایش داستان چیست؟

بازنویسی به کل داستان می‌پردازد: ساختار، پیرنگ، شخصیت، راوی و صحنه‌ها. ویرایش به جمله‌ها و زبان می‌پردازد: واژه، ریتم، نشانه‌گذاری و درستی دستوری. ترتیب درست: اول بازنویسی، بعد ویرایش.

آیا بازنویسی یعنی نوشتن داستان از صفر؟

نه لزوماً. گاهی بازنویسی به نوشتن دوباره کل متن می‌رسد، به‌ویژه وقتی راوی یا نقطه شروع تغییر می‌کند. اما در بیشتر موارد، بخش‌هایی از پیش‌نویس حفظ و بخش‌هایی حذف، جابه‌جا یا بازسازی می‌شود. بعضی نویسندگان نسخه تازه را در فایل جدیدی تایپ می‌کنند، چون تایپ دوباره وادارشان می‌کند درباره هر جمله تصمیم بگیرند.

بازنویسی و بازآفرینی در کتاب‌های درسی چه فرقی دارند؟

در بازنویسی، متن کهن به زبان ساده و امروزی برگردانده می‌شود و ماجرا و پیام آن تغییر نمی‌کند. در بازآفرینی، نویسنده از متن کهن الهام می‌گیرد و اثر تازه‌ای می‌سازد که ممکن است شخصیت‌ها، زمان، مکان، زاویه دید یا پایان متفاوتی داشته باشد.

جمع‌بندی

بازنویسی داستان یعنی دوباره دیدن پیش‌نویس از جای خواننده و بازسازی آن از بزرگ به کوچک: اول هسته و ساختار، بعد شخصیت و راوی، سپس صحنه‌ها و شروع و پایان، و در آخر جمله‌ها.

فاصله گرفتن، خواندن یک‌نفس، خلاصه یک‌جمله‌ای و طرح معکوس ابزارهای ساده این کارند. ویرایش و نمونه‌خوانی بعد از بازنویسی می‌آیند و جایش را نمی‌گیرند؛ تجربه همینگوی و کارور هم نشان می‌دهد داستان‌های ماندگار اغلب در بازنویسی شکل گرفته‌اند.

برچسب‌هابازنویسی داستانبازنویسی داستان کوتاهویرایش داستانپیش‌نویس اول داستان